(اين نوشتار تلخيصى مُلهَم از كتاب سياست جنايي در اسلام و ايران دكتر محمد حسيني است)
واژگان كليدى: سياست جنايى ، حقوق جزا، فقه جزايى،حقوق كيفرى اسلام
مقدمه
روابط حقوق جزا و سياست به دو شكل متجلي مي شود :
اول, استفاده از ابزارها و روشهاي كيفري توسط حقوق جزا در فعاليتها و يا در جهت اهداف سياست كلي.
دوم ، سياست متخذه و معمول توسط يك دولت يعني اصول, اهداف و روشهاي معمول به وسيله
قواي عمومي يك كشور به منظور مبارزه با بزهكاري.
كاربرد واژه سياست كه حاوي معناي انسجام است به جاي مجازات در قلمرو پاسخ دهي به نقض قوانين لازم الاتباع يا احكام ملزمه شرعيه در متون فقه جزايي اسلام سابقه اي ديرين دارد.به رغم اين سبقت استعمال در پي رواج نسبي اصطلاح سياست جنايي در دهه هاي اخير در بعضي كشورهاي اروپايي اين اصطلاح در سالهاي اخير در فرهنگ حقوقي كشور ما مطرح شده و به كار ميرود.
امرزوه مفهوم سياست جنايي, جايگاه خود را در آثار و گفتار انديشمندان و دست
اندكاران علوم جنايي يافته است. از سوي ديگر, ضرورت طرح اين سياست در مجموعه
سياستگذاري عمومي هر كشور همانند سياستهاي اقتصادي, خارجي, فرهنگي, آموزشي
و…, كاملاً بديهي به نظر مي رسد, به طوري كه اين ضرورت وجودي از جنبه هاي
گوناگون و عمدتاً به صورت مستقيم, مورد توجه قانونگذاران و سياست گذاران
كشورها قرار مي گيرد.
اين مقاله درسه قسمت اصلي به بيان مفهوم و ويژگيهاي سياست جنايي نظام اسلام ميپردازد: [read more…]