مارس 30, 2007

بهارانه (5) يا افسانه هفت

از هفت سین تا هفت میوه  

 سومریها با پرستش هفت اختر، به رقم هفت نیرویی ماورای طبیعی دادند. اقوام و ادیان دیگرهم یاد گرفتند. در زبان ما بیش از  ٢٠٠  ترکیب با هفت هست:

ازهفت آسمان گرفته تا هفت شهرعشق. نوروزهم که بر مدار طبیعت می گردد نمی تواند بی هفت باشد مثل هفت سین، هفت شین، هفت چین و هفت میوه. در باره لوازم  سفره یا خوان نوروز و از جمله مهم ترين هاى آن، هفت قلم جنسى كه قرار است اسباب بركت و رونق سفره خانواده ها در سال تازه بشود، زياد نوشته اند. بعضى ها از هفت سين بعضى ديگر از هفت شين و مردم بخش هائى از افغانستان و تاجيكستان از هفت چين یا هفت میوه صحبت مى كنند. [read more…]

مارس 25, 2007

بهارانه(4) يا كاغذ پارۀ سوم شوراي امنيت

سازمان‌ ملل‌ متحد شوراي‌ امنيت‌ به‌ اتفاق‌ آرا قطعنامه جديدي‌ را درباره‌ ايران‌ تصويب‌ کرد که‌ امکان‌ تشديد مجازاتها عليه‌ تهران‌ را براي‌ وادار کردن‌ آن‌ به‌ تعليق‌ فعاليتهاي‌ مربوط به‌ غني‌ سازي‌ اورانيوم‌ فراهم‌ مي‌ کند‌.
در قطعنامه ‌1747‌ شوراي‌ امنيت‌ که‌ انگليس‌ ‌ فرانسه‌ و آلمان‌ آن‌ را پيشنهاد کرده‌ و اندونزي‌‌ قطر‌ و آفريقاي‌ جنوبي‌ اصلاحاتي‌ را بر روي آن‌ انجام‌ داده‌ اند از ايران‌ خواسته‌ شده‌ است‌ فوراً غني‌ سازي‌ اورانيوم‌ را به‌ حالت تعليق‌ درآورد‌.
در بيانيه‌ مشترک‌ وزيران‌ امور خارجه‌ انگليس‌‌ چين‌‌ ، فرانسه‌ ‌ ، آلمان‌‌ ، روسيه‌ و آمريکا که‌ جونز پري‌ سفير انگليس‌ پس‌ از راي‌ گيري‌ آن‌ را قرائت‌ کرد آمده‌ است:‌ تصويب‌ اين‌ قطعنامه‌ نشان‌ دهنده‌ نگراني‌ عميق‌ جامعه‌ بين‌ المللي‌  درباره‌ برنامه‌ هسته‌ اي‌ ايران‌ است. در اين‌ بيانيه‌ همچنين‌ آمده‌ است‌ :  ما از اين‌ واقعيت‌ که‌ ايران‌ از رعايت‌ قطعنامه‌ هاي‌ پيشين‌ شوراي‌ امنيت‌ و آژانس‌ بين‌ المللي‌ انرژي‌ اتمي‌ خودداري‌ کرده‌ است‌ متاسفيم‌‌ ، ما بار ديگر از ايران‌ مي‌ خواهيم‌ به‌ طور کامل‌ به‌ وظايف‌ خود عمل‌ کند‌ [read more…]

مارس 24, 2007

بهارانه (3) يا پنج درس براي سال جديد

درس اول :

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش… راهبه سوار ميشه و راه ميفتن… چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه… راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس 129 رو به خاطر بيار… کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه… چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده… راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس 129 رو به خاطر بيار!… کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه… بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس 129 رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي ميرسي»!

نتيجه اخلاقي: 

 اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي  خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي! 

[read more…]

مارس 22, 2007

بهارانه (2)

سلام

در سال 86

یادم باشد؛ 

حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

راهی نروم که بیراه باشد

خطی ننویسم که آزار بدهد کسی را

[read more…]

مارس 21, 2007

بهارانه (1)

سلام ، 

بهار را باور کن

 باز کن پنجره ها را،

که نسیم،

روز میلاد اقاقی ها راجشن می گیرد

و بهار،

روی هر شاخه، کنار هر برگ

شمع روشن کردست  [read more…]